بایگانی برچسب برای: صنعت قهوه و جامعه‌شناسی

عکس هنری و باکیفیت از قهوه‌جوش مسی قدیمی عثمانی و دانه‌های قهوه پراکنده روی میز چوبی، نمادی از تاریخ ممنوعیت قهوه در قرن ۱۶.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آنچه در این مقاله خواهیم یافت:

در این مقاله خواهیم آموخت که ممنوعیت‌های قهوه در طول تاریخ، ریشه‌های عمیق سیاسی و اجتماعی داشته‌اند و نه صرفاً مذهبی یا بهداشتی. متوجه خواهیم شد که قهوه‌خانه‌ها به عنوان «فضای سوم»، نقشی کلیدی در شکل‌گیری افکار عمومی و حتی انقلاب‌ها ایفا کرده‌اند. همچنین  که چگونه انگیزه‌های اقتصادی (مانند حمایت از آبجو در پروس) یا ترس از توطئه (در مکه و لندن) منجر به صدور احکام عجیب علیه قهوه شده است. و در نهایت،خواهیم دریافت که فرهنگ مصرف قهوه، نمادی از پیروزی تعامل مدنی بر استبداد و محدودیت است.

 


مقدمه: فراتر از یک نوشیدنی، نمادی از بیداری و عصیان

امروزه وقتی در یک کافه دنج نشسته‌اید و عطر «قهوه اسپشالتی »  مشام‌تان را پر می‌کند، شاید دشوار باشد تصور کنید که همین مایع سیاه و معطر، روزگاری در ردیف خطرناک‌ترین ابزارهای براندازی سیاسی یا انحرافات دینی طبقه‌بندی می‌شده است. قهوه، این دانه کوچک که امروزه طبق آمارهای ICO (International Coffee Organization) دومین کالای تجاری ارزشمند جهان پس از نفت است، مسیری خونین، پرچالش و دراماتیک را طی کرده تا به فنجان‌های ما برسد.

تاریخ قهوه، تاریخِ جنگِ قدرت است. جنگ میان «بیداری ذهن» و «کنترل حاکمیت». در این مقاله تخصصی، ما فراتر از روایت‌های ساده‌ی تاریخی می‌رویم و با عینک جامعه‌شناسی و علوم سیاسی، بررسی می‌کنیم که چرا قهوه در مقاطعی از تاریخ، دشمن شماره یک سلطان‌ها، پاپ‌ها و پادشاهان شد. ما الگوی تکرارشونده‌ای را خواهیم دید: ترس از تجمع، هراس از گفتگو و نگرانی از تغییر.


خاستگاه تنش: بیداری در جهان اسلام (قرن ۱۵ و ۱۶)

داستان ما از جایی آغاز می‌شود که قهوه برای اولین بار از صومعه‌های صوفیان یمن خارج شد و به فضای عمومی شهرها راه یافت. در ادبیات تخصصی قهوه، این دوره را می‌توان دوران «گذار از دارو به نوشیدنی اجتماعی» (Transition from Medicine to Social Beverage) نامید.

مکه ۱۵۱۱: معمای «خیر بیک» و اولین سرکوب رسمی

سال ۱۵۱۱ میلادی، مکه مکرمه. شهر در آرامش ظاهری است، اما در زیر پوست شهر، حلقه‌های جدیدی در حال شکل‌گیری است. مردمان شب‌ها بیدار می‌مانند و دور هم جمع می‌شوند. «خیر بیک»، والی عثمانی مکه، متوجه می‌شود که این تجمعات با نوشیدن مایعی سیاه همراه است.

او با استناد به فتوای برخی علمای محافظه‌کار، دستور می‌دهد تمام قهوه‌خانه‌ها بسته شوند و هرگونه بساط دم‌آوری قهوه (دم افزار ها) مصادره و سوزانده شود. دلیل رسمی چه بود؟ شباهت اثرات قهوه به مشروبات الکلی و ایجاد نوعی سرمستی کاذب. اما بیایید با نگاهی تحلیلی به ماجرا بنگریم.

واقعیت این است که قهوه ذهن را هشیار می‌کرد، نه مست. و هشیاری برای حاکمیتی که بر پایه‌ی اطاعت کورکورانه بنا شده بود، خطرناک‌تر از مستی بود. اسناد تاریخی نشان می‌دهند که خیر بیک نگران بود قهوه‌خانه‌ها به مکان‌هایی برای «شبکه‌سازی سیاسی» (Political Networking) علیه حاکمیت عثمانی تبدیل شوند. او می‌ترسید که در پسِ این بیداری شبانه، توطئه‌ای سیاسی نهفته باشد. اگرچه این ممنوعیت با دخالت مقامات قاهره و اثبات عدم مست کننده بودن قهوه لغو شد، اما بذر شک و تردید کاشته شد.

قاهره ۱۵۳۲ و استانبول: تکرار الگوی سرکوب

سناریوی مکه، دو دهه بعد در قاهره با شدت بیشتری تکرار شد. سربازان به قهوه‌خانه‌ها یورش بردند و صاحبان آنها را بازداشت کردند. در استانبولِ اواخر قرن ۱۶، وضعیت پیچیده‌تر شد. سلطان مراد سوم و برخی سران مذهبی، قهوه‌خانه را «لانه‌ی فتنه» (Den of Sedition) نامیدند.

در اینجا ما با مفهوم «فضای سوم» (The Third Place) مواجه می‌شویم؛ اصطلاحی که بعدها توسط جامعه‌شناسان برای توصیف مکانی غیر از خانه (فضای اول) و محل کار (فضای دوم) به کار رفت. قهوه‌خانه‌های عثمانی اولین نمونه‌های واقعی «فضای سوم» بودند؛ جایی که سلسله‌مراتب اجتماعی رنگ می‌باخت و رعیت و تاجر و روشنفکر در کنار هم می‌نشستند. این برابری در نشستن و گفتگو، برای ساختار طبقاتی امپراتوری عثمانی یک تهدید وجودی محسوب می‌شد. با این حال، همانطور که تاریخ نشان داد، عطش مردم برای تعامل اجتماعی (و البته کافئین)، قوی‌تر از شمشیر سلطان بود و این ممنوعیت‌ها اغلب موقتی و ناپایدار باقی ماندند.

 


اروپا و کلیسا: از «نوشیدنی شیطان» تا غسل تعمید

وقتی قهوه از طریق ونیز در سال ۱۶۱۵ به اروپا رسید، با سدِ محکم «بیگانه‌هراسی مذهبی» برخورد کرد. اروپا در آن زمان هنوز در حال و هوای جنگ‌های صلیبی و تقابل با عثمانی بود. قهوه، نوشیدنیِ «ترک‌ها» و «مسلمانان» محسوب می‌شد و طبیعتاً از دید روحانیون متعصب کاتولیک، سوغاتی از جانب ابلیس بود.

ونیز و پارادوکس پاپ کلمنت هشتم

روحانیون ونیزی از پاپ کلمنت هشتم خواستند تا حکم به تکفیر و تحریم این نوشیدنی سیاه و تلخ بدهد. استدلال آن‌ها این بود که شیطان می‌خواهد با این نوشیدنی، مسیحیان را گمراه کند. اما روایت مشهوری وجود دارد که نقطه‌ی عطف تاریخ قهوه در غرب است.

پاپ تصمیم گرفت قبل از صدور حکم، قهوه را امتحان کند (Cupping به سبک آن دوران!). او پس از نوشیدن قهوه، چنان به وجد آمد که جمله‌ای تاریخی بر زبان راند: «این نوشیدنی شیطان آنقدر لذیذ است که حیف است آن را فقط برای کافران بگذاریم. ما با غسل تعمید دادن قهوه، شیطان را فریب خواهیم داد.»

این تصمیم هوشمندانه، مسیر قهوه را در اروپا هموار کرد. اما این پایان ماجرا نبود؛ تهدید مذهبی رفع شد، اما تهدید سیاسی تازه در حال آغاز بود.

انگلستان ۱۶۷۵: نبرد شاه چارلز دوم با «دانشگاه‌های یک پنی(penny university)»

در انگلستانِ قرن هفدهم، قهوه‌خانه‌ها القاب جالبی داشتند: «دانشگاه‌های یک پنی» (Penny Universities). شما با پرداخت یک پنی برای یک فنجان قهوه، می‌توانستید ساعت‌ها بنشینید و به بحث‌های داغ سیاسی، فلسفی و علمی گوش دهید.

شاه چارلز دوم که خاطره‌ی تلخ جنگ‌های داخلی و اعدام پدرش را در ذهن داشت، به شدت از این فضاها می‌ترسید. او معتقد بود قهوه‌خانه‌ها کانون نشر اکاذیب و توطئه علیه تاج و تخت هستند. در سال ۱۶۷۵، او «اعلامیه‌ی سرکوب قهوه‌خانه‌ها» (Proclamation for the Suppression of Coffee Houses) را صادر کرد.

نکته‌ی شگفت‌انگیز ماجرا اینجاست: واکنش جامعه مدنی آنقدر سریع و سهمگین بود که شاه مجبور شد تنها پس از ۱۱ روز، فرمان خود را پس بگیرد. این شاید اولین بار در تاریخ مدرن بود که قدرت «افکار عمومی» و «بازار» بر قدرت مطلقه‌ی پادشاهی غلبه می‌کرد. قهوه حالا دیگر فقط یک کالا نبود؛ بلکه نماد آزادی بیان شده بود.

تصویر کلوزآپ از فنجان قهوه کلاسیک در کنار نقشه قدیمی و قلم پر، نماد قهوه‌خانه‌های روشنفکری اروپا و انگلستان در قرن هفدهم.


ممنوعیت‌های اقتصادی و بهداشتی: عصر روشنگری و ناسیونالیسم

با ورود به قرن ۱۸، انگیزه‌های ممنوعیت از «مذهب و سیاست» به سمت «اقتصاد و بهداشت» تغییر جهت داد. دولت‌ها متوجه شدند که واردات عظیم قهوه، تراز تجاری آن‌ها را برهم می‌زند.

سوئد: آزمایش دوقلوها و جنگ علیه فنجان‌ها

سوئد یکی از عجیب‌ترین تاریخچه‌ها را در برخورد با قهوه دارد. شاه گوستاو سوم (Gustav III) که معتقد بود قهوه برای سلامتی مضر است و همچنین نگران خروج ارز برای واردات آن بود، دست به اقداماتی زد که امروزه خنده‌دار به نظر می‌رسد اما در آن زمان تلاشی برای «ارزیابی ریسک» (Risk Assessment) بود.

او فرمان داد یک آزمایش شبه‌علمی انجام شود: حکم اعدام دو برادر دوقلو به حبس ابد تبدیل شد، به شرطی که یکی از آن‌ها روزانه مقدار زیادی چای و دیگری مقدار زیادی قهوه بنوشد تا ببینند کدام زودتر می‌میرد. پزشکان ناظر بر آزمایش قبل از دوقلوها مردند! شاه گوستاو ترور شد و مرد! اما آن دو برادر تا سنین بالا زندگی کردند (جالب است بدانید برادر چای‌نوش زودتر از برادر قهوه‌نوش از دنیا رفت).

با این حال، سوئد چندین بار قهوه را ممنوع کرد و حتی مالیات‌های سنگینی بر تجهیزات دم‌آوری بست. مردم در واکنش، مراسم «تشییع جنازه نمادین» برای قوری‌ها و قهوه‌جوش‌های خود برگزار می‌کردند؛ نوعی اعتراض مدنیِ خلاقانه که نشان می‌داد فرهنگ مصرف، دستوری نیست.

پروس (prussia)۱۷۷۵: ناسیونالیسم آبجویی فردریک کبیر

در آلمان (پروس)، فردریک کبیر با صدور مانیفستی در سال ۱۷۷۷ اعلام کرد: «مردم من باید آبجو بنوشند. اعلیحضرت با آبجو بزرگ شده است.»

انگیزه او کاملاً اقتصادی  بود. او می‌خواست از صنعت آبجوسازی داخلی در برابر قهوه‌ی وارداتی محافظت کند. او حتی «جاسوسان قهوه» (Coffee Sniffers) را استخدام کرد تا در خیابان‌ها بگردند و بوی قهوه را ردیابی کنند تا کسانی که بدون مجوز قهوه برشته می‌کنند را جریمه کنند. این سیاست منجر به ایجاد یک بازار سیاه پررونق شد و در نهایت شکست خورد.


ایران صفوی: افسانه و واقعیت

برخلاف تصور رایج که قهوه همیشه در ایران محبوب بوده یا برعکس، همیشه تحت فشار بوده است، دوران صفویه عصر طلایی «فرهنگ قهوه‌خانه‌ای» در ایران است. طبق منابع تاریخی و تحلیل‌های Encyclopedia Iranica، در دوران شاه عباس اول، قهوه‌خانه‌ها در اصفهان و قزوین نه تنها ممنوع نبودند، بلکه به مراکز اصلی نقالی، شاهنامه‌خوانی و بحث‌های ادبی تبدیل شدند.

البته گهگاه علمای دینی به دلیل اتلاف وقت یا برخی رفتارهای حاشیه‌ای در قهوه‌خانه‌ها ابراز نگرانی می‌کردند، اما در ایران صفوی، قهوه (برخلاف تنباکو که گاهی با تحریم مواجه می‌شد) غالباً با پذیرش عمومی و درباری همراه بود. قهوه در ایران به سرعت «بومی‌سازی» (Localization) شد و بخشی از هویت مهمان‌نوازی ایرانی را شکل داد.

این تصویر برای بخش «ایران صفوی» طراحی شده است؛ ترکیبی از زیبایی‌شناسی ایرانی، نور و رنگ که نشان‌دهنده پذیرش فرهنگی قهوه در ایران است.


 چرا قهوه همیشه پیروز شد؟

بررسی این تاریخ پرفراز و نشیب نشان می‌دهد که قهوه، به عنوان یک «کالای استراتژیک» (Strategic Commodity)، چهار جبهه اصلی مقاومت را در طول تاریخ شکسته است:

  1. جبهه مذهبی: با تغییر فتاوا و پذیرش آن توسط رهبران دینی (مانند پاپ و علمای روشن‌اندیش).
  2. جبهه سیاسی: با تبدیل شدن به ابزاری غیرقابل حذف برای تعاملات اجتماعی که حکومت‌ها ناچار به پذیرش آن شدند.
  3. جبهه اقتصادی: با ایجاد یک اقتصاد عظیم جهانی که ممنوعیت آن ضرر بیشتری نسبت به آزادسازی‌اش داشت.
  4. جبهه علمی/بهداشتی: تحقیقات مدرن (که توسط نهادهایی مثل SCA و WCR حمایت می‌شوند) نشان دادند که قهوه نه تنها مضر نیست، بلکه دارای خواص آنتی‌اکسیدانی و مفید است.

امروزه، هیچ دولتی نمی‌تواند قهوه را ممنوع کند، زیرا قهوه دیگر فقط یک کالا نیست؛ بلکه زبان مشترک جهانی است.


در نگاه آخر

در بررسی تاریخ ممنوعیت قهوه، می‌بینیم که این نوشیدنی همواره در کانون تنش‌های قدرت بوده است. از قهوه‌خانه‌های صفوی که مهد فرهنگ بودند تا تلاش‌های پادشاهان اروپا برای کنترل سیاست و قهوه، همگی نشان‌دهنده‌ی اهمیت اجتماعی این دانه هستند. اگرچه بحث‌های خواص و مضرات قهوه در تاریخ گاهی بهانه‌ای برای سرکوب بوده، اما در نهایت صنعت قهوه و جامعه‌شناسی مدرن ثابت کرده‌اند که میل انسان به گفتگو و تعامل، هر سدی را می‌شکند.


منابع:

.

  • Encyclopaedia Iranica. (2011). COFFEE: History of Coffee in Persia. Available at: iranicaonline.org
  • Specialty Coffee Association (SCA). (n.d.). History of Coffee. Available at: sca.coffee
  • National Center for Biotechnology Information (NCBI). (2017). Gustav III’s risk assessment on coffee consumption. Available at: pmc.ncbi.nlm.nih.gov
  • History.com. (2018). How Coffee Fueled Revolutions. Available at: history.com
  • International Coffee Organization (ICO). (n.d.). The Story of Coffee. Available at: ico.org